X
تبلیغات
زولا
شهر علم و سرگرمی
Fun Club
WellCome To Fun Club

مرتبه
تاریخ : 1395/01/11

حکایت پندآموز پادشاه  Fun Club



روزی انگشت دست پادشاه قطع شد.وزیرش به او گفت حکمتی دارد.پادشاه عصبانی شد و او را به زندان انداخت.روز بعد پادشاه در جنگل اسیر گروهی سرخپوست شد که می خواستند او را قربانی کنند   اما به خاطر ناقص بودن دست او او را قربانی نکردند.پادشاه حکمت قطع شدن دستش را فهمید و از وزیرش عذر خواهی کرد. وزیر گفت زندانی شدن من نیز حکمتی داشت.اگر من همراه شما بودم من الآن به جای شما قربانی می شدم.




طبقه بندی:
ارسال توسط M.Farhan

Fun Club